كرد؛ مدرسههاي حقوق اُرلئان و آنژا؛ دانشگاه كيمبريج كه در 1209 از آكسفورد به وجود آمد؛ و سالامانكا ــ كه پس از گذراندن دوران طفوليت مهمترين مركز فكري اسپانيا گرديد. جنبهٴ بينالمللي اين نهضت يكي از چشمگيرترين سيماهاي آن است. نه فقط دانشگاههاي تازهاي در چهار كشور (ايتاليا، فرانسه، انگليس، اسپانيا) به وجود آمد، بلكه شرايط پيدايش و رشد آنها اغلب ملازم با اعتبار بينالمللي پاپ بود. سرانجام، استادان و شاگرداني به آساني از دانشگاهي به دانشگاه ديگر ميرفتند. تردد مستمر در طول مرزها بارها در ضمن مطالعاتم مورد توجه قرار گرفته است و در اينجا نيازي به تأكيد آنها نيست.
2. يهود. يهودا بن عباس در رسالهٴ اخلاقي خويش شِبِط يهودا شرح گرانبهايي را در باب دورههاي متداول تحصيلات در مدارس يهودي اسپانيا عرضه كرده است، كه ما را در مورد درك دلايل تفوق يهوديان اسپانيا ياري ميكند. آنان آموزشهاي زيادي را دريافت ميكردند كه شامل معلومات علمي هم بود و پرورش فكريشان با دقت زيادي انجام ميگرفت؛ از انضباط كافي برخوردار بودند، و در ضمن تحصيل، زبانهاي متعددي را فرا ميگرفتند. اگر از نعمت هوش برخوردار بودند، مسلم است كه چنين امكانات وسيعي مزايايي خيلي بيشتر از معاصران مسيحيشان به آنها ارزاني ميداشت.
3. چين. سازماندهندهٴ بزرگ آموزش و پرورش مغول تاتاري بود به نام يه ـ لوچئو ـ تسئاي.
يه ـ لو با سنتهاي چيني كاملاً آشنا بود، و ظاهراً از علوم چيني هم اطلاع داشت. او در خدمت فرمانروايان مغول، يعني چنگيزخان و اگتاي قاآن ميزيست، و روابطش با آنان مانند روابط آلكوين1 با شارلماني بود. در زمان حملهٴ چنگيز به ايران، در 1219، كه وي در آن شركت داشت؛ آنچه از گياهان، كتابها و ابزارهاي علمي در ميان غنايم بهدست ميآمد در اختيار وي گذاشته ميشد. او در 1233، مدرسههاي ادبيات را در ين ـ چنگ، در نزديكي پكن و در پئينگ ـ يانگ، در ايالت شنسي، تأسيس كرد.
4. ژاپن. در 1241، از طرف شوگونها مدرسهاي براي تربيت فرزندان افسران تأسيس شد.
آموزش و پرورش در اين مدرسه اساساً چيني بود، ولي به ورزش و بازي توجه زيادي ميشد.
ه . زمينهٴ فلسفي و فرهنگي
1. فردريك دوم. در اين مختصر نه ممكن است و نه ضروري كه زمينهٴ سياسي مورد شرح و بسط قرار گيرد، ولي بهتر است به خواننده يادآور شويم كه اين عصر، دوران جان و هنري سوم در